خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خاطرات دکتر حسابی

    پروفسور حسابی: 22 سال درس دادم؛ 1- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم؛ (چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید) 2- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم؛ (چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست) 3-هر دانش آموزی دیر آمد، سر کلاس راهش دادم؛ (چون میدانستم اگر 10 دقیقه هم به کلاس بیاید؛ یعنی احساس مسئولیت نسبت به کارش) 4- هیچگاه بیشتر از دو بار حرفم را تکرار نکردم؛ (چون اینقدر جذاب درس میدادم که هیچکس نگفت بار سوم تکرار کن) 5- هیچگاه 90 دقیقه درس ندادم؛ (چون میدانستم کشش دانش آموز متوسط و کم هوش و باهوش با هم فرق دارد) 6- هیچگاه تکلیف پولی برای کسی مشخص نکردم؛ (چون میدانستم ممکن است بچه ای مستضعف باشد یا یتیم..) 7- هیچگاه دانش آموزی درب دفتر نفرستادم؛ (چون میدانستم درب دفتر ایستادن یعنی شکستن غرور) 8- هیچگاه تنبیه تکی نکردم و گروهی تنبیه کردم؛ (چون میدانستم تنبیه گروهی جنبه سر گرمی هست ولی تنبیه تکی غرور را می شکند) 9- همیشه هر دانش آموزی را آوردم پای تخته، بلد بود؛ (چون میدانستم که کجا گیر میکند نمی پرسیدم! )
    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : هیچگاه ,میدانستم ,دانش ,تنبیه ,کلاس ,آموزی ,دانش آموزی ,دانش آموز ,اینقدر جذاب ,
    خاطرات دکتر حسابی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده